عید

درود

بهار در سرزمین مادری فرا می رسد و ما در آستانه پاییز در این سوی کره خاکی هستیم، چهارشنبه سوری داریم، آش و رشته پلو و آجیل و رقص داریم اما از هیجانات تهران خبری نیست. 

بوي عيدي

بوي توت

بوي کاغذ رنگي

بوي تند ماهي دودی وسط سفرهي نو

بوي ياس جا نماز سفرهي مادربزرگ

با اينا زمستون و سر ميکنم

با اينا خستگيمو در ميکنم

شادي شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عيدی از شمردن زياد

بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب

با اينا زمستون و سر ميکنم

با اينا خستگيمو در ميکنم

فکر قاشقزدن دختر چادر سياه

شوق يک خيز بلند از روي بته هاي نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اينا زمستون و سر ميکنم

با اينا خستگيمو در ميکنم

عشق يک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جريمه های عيد مدرسه

بوی گل محمدي که خشک شده لای کتاب

با اينا زمستون و سر ميکنم

با اينا خستگيمو در ميکنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گمشدن

توی جوی لاجوردی هوس يه آبتنی

با اينا زمستون و سر ميکنم

با اينا خستگيمو در ميکنم

با اينا بهارو باور ميکنم

و گوش می سپارم به نوای سحر انگیز فرهاد مهراد عزیز.

پی نوشت : قدر بدانید جمع خانواده را دور سفره هفت سین.

برای همه آرزوی سالی خوش و سلامت آرزو دارم.

بدرود 

تقابل از نوع ایرانی یا من چکاره بیدم

درود

به دلیل شرکت در کلاسهای skillmax در کسادی مطلب جدید به سر می بریم اما یک خبر نسبتا بد اینکه AMES تصمیم گرفته از این دوره یعنی دوره مارچ به بعد کلاسهای رایگان skillmax را برای دارندگان IELTS  از نمره 7 به بالا ارایه نماید. معلم ما هم نظر مخالف داره و می گه ممکن است در اثر کمبود داوطلب نظرشان عوض شود.

نکته بعدی تماشای رژه روز Mardi Gras بود. از عجیب بودن مراسم برای من که بار اولم بود همچین رژه ای را می دیدم بگذریم. نکته چالش برانگیز اون وقتی است که آدم از خودش می پرسد "آزادی رو تا کجاش هستی؟" یعنی در واقع "تا کجاش می تونی باشی ؟" تا وقتی توریست وار تماشا می کنی مشکلی نداری ولی هضم بعضی چیزا برای ما که تو ایران بزرگ شدیم زیاد آسون نیست.

اما می خوام براتون یه اتفاق جالبی ( نه چندان زیبا ) رو تعریف کنم و نظرتون رو بدونم. جایی که من کلاس می رم دوستان هموطن هم در سطوح مختلف حضور دارند و گاهی هم با هم گپی می زنیم. دو تا از این عزیزان که از ایران با هم رفیق گرمابه و گلستان 10 ساله بودند و ما تازه افتخار آشنایی باشون رو پیدا کرده بودیم یه روز ما رو داور( گوش شنوا شاید بهتر باشه) جدلی که بینشون پیش اومده بود، کردند. ماجرا را از زبون این دو عزیز دنبال کنید :

اولی (ر) : این رفیق ما تهرون که بودیم عضو هر چی گروه دفاع از ایران و کوروش و ... بود جوری که شورش در میومد، یه بار سر جریان اعتراضات نزدیک سفارت امارت مربوط به خلیج فارس نزدیک بود بگیرنش. حالا به محض اینکه معلم یه موضوع بحث تو کلاس راه می اندازه، این موضوع رو با اون زبون الکنش به ایران و وضعیت نبود آزادی و ... می کشونه این مهاجرا هم که زبونشون مثله خودمون داغونه موضوع رو چپکی می فهمند، اونوقت میان سراغ من که فلانی می گفت ...

دومی (ش) : آقا جون بلد نیستی توضیح بدی، توش موندی الکی گیر نده 

اولی (ر) : فرض کن تو بلدی و این آسیایی فهمیدن دقیقا تو چی می گی. خوب که چی ؟ کاری برات

 می تونن بکنن 

دومی (ش) : کاری که نه ولی بهتره واقعیت رو بدونن

اولی (ر) : حالا تو واقعیت کشور اونها رو میدونی یا فقط حال می کنی به خودت و هموطنات گیر بدی

دومی (ش) : آقا جون تو بلدی بهتر از من برو براشون توضیح بده

اولی (ر) رو به من :  تازگیها تریپ جدیدشم اینه که ایرانیهای دیگه ای رو که اینجاها می بینیم، به روی خودش نمیاره و می پیچونه که مثلا از یه ملیت دیگه است، آخه تابلو! قیافه و اسمت از 200 متری داد می زنه کجایی هستی

دومی (ش) : آقا جون من حال می کنم رفیق خارجی پیدا کنم، زبانم پیشرفت کنه خودمم پیشرفت می کنم

...

این مکالمه داشت بیخ پیدا می کرد و ما داشتیم در مکان استراحت کلاس تابلو می شدیم که من با مطرح کردن یه موضوع فوتبالی، غائله را ختم به خیر کردم. راستی می شه به دومی(ش) حق داد؟!

پی نوشت : آقا من گفتما اگر این فیس بوک آخرش از دست ایرونیا خارج و داخل قاط نزد.

بدرود 

چه خبر تهران !

درود

ابتدا از همه دوستان عزیزی که ابراز همدردی نمودند تشکر می کنم و برای شما و خانواده محترمتون آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.

امیدوارم همیشه برای شادی به ایران برگردید. من در فرصت کوتاهی تصمیم به سفر کوتاه مدت به ایران را گرفتم و پس از کنترل هزینه ها و انتخابهای پرواز دو خط امارات و اتحاد، امارات را انتخاب کردم. عضو شدن در سیستمهای miles هر دوی اینها را به دوستان توصیه می کنم چون حداقل فایدش دریافت newsletter هایی است که ممکن است به کار آیند. برای تهیه بلیط از دفتر هما تراول ( 0290063636 ) در سیدنی کمک گرفتم که انصافا سرویس مناسبی را در ازای مبلغ کمی ( کمتر از 10 دلار + هزینه بلیط روی سایت ) به صورت تلفنی و email ای ارایه کردند. بلیط را یک ماهه گرفتم و ضمن مشخص کردن seat مان در پرواز، کارت پرواز را هم به صورت الکترونیکی گرفتم.

از شلوغی و درهم برهمی تهران و ترافیکش فقط همین را بگم که من با حضور اندکم در سیدنی و بازگشت مجدد به تهران جدا با مشکل روبرو بودم، البته به قول یکی از دوستان جنبه داشته باش. امیدوارم اونور سال وضع بهتر شه.

راستی شما اگر بخواهید زمان بلیط ok شده رفت یا برگشتتان را جابجا کنید باید 75 دلار( به ازای هر نفر )  جریمه بپردازید و البته دو بار اجازه این کار را دارید. داستان غم انگیزی هم در تهران برایم اتفاق افتاد، برای جابجایی زمان بلیط به دفتر امارات در تهران زنگ زدم، پس از کنترل توسط اپراتور و اطمینان از ok کردن زمان نزدیکتر، اپراتور از من پرسید آیا بلیط قبلی تان را کنسل کنم که ما هم اجبارا باید ok می دادیم. اما وقتی فردایش برای پرداخت جریمه به دفتر امارت ( روبروی خ توانیر ) مراجعه کردم فهمیدم که اپراتور محترم بلیط ok شده بنده را کنسل و برای پرواز دوبی-امارات من را در لیست انتظار قرار داده است، آقا/خانم ما رو میگی قاط زدیم ( از اون اتفاقاتی که 10 سال یکبار ممکنه بیفته ) خلاصه تهدید و غر و ... تا اینکه بنده خدایی که مسئول این اشتباه نبود اول یک جای مطمئن برای 4 روز دیرتر و فردای آن روز یک زمان مناسب برای پرواز ما ردیف کرد. راستی ما A380 را هم در برگشت افتتاح  کردیم، جالب بود و جدا دو طبقه، از ما بهترون طبقه بالا و معمولی با نون اضافی هم طبقه پایین. هواپیما جادارتر و قشنگ تر از مدلهای دیگر بود، ضمنا خدمه هم مودبتر و خوش برخوردتر از پروازهای مشابه بودند.

در مورد محل نشستن در پرواز و رزرو آن هم می خواستم بنویسم که علیرضای عزیز در آخرین پستش کامل توضیح داده است.

بدرود